فانوس منار های چکری کابل چگونه خاموش شد ؟

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

فانوس منار های چکری کابل چگونه خاموش شد ؟

"خبر تکاندهنده يي دارم. منار چــکري برباد شد. ميدانم بايد خيلي دلخون شــوي، همانگونه که ما در اينجا شديم. افغانها و جهانيان همآوا ميگويند که تاريخ خود را از دست دادند. افسوس! افسوس! هرگز آن را با زيبايي جاودانش نديدم."
Brigitte Neubacherمدیرمسؤول مجله SPACH Newsletter

مقدمه :
سخنان فوق پیامی است از طرف بریژیت نیوبکر مدیر مسؤول مجله SPACH Newsletter برای نویسنده یی منار چکری ؛ Chris M. Dorn'eich کريس دورنيخ ، برلين، جنوري 1999 م . این منار شبانگاه فروریخت . (1) دریغا این منار بعد از ویرانی موزیم کابل ؛ و قبل ار انتحار بُت های بامیان ؛ نشانهء دیگری بود که به دستور پاکستان؛ احتمالا" طالبان این اعجوبه تاریخی را از میان برداشتند. با وجودیکه طالبان هرگز تایید نکردند که در فروریختن منار دست داشتند . نمیخواهم آنچه که در کشور مان به وقوع می پیوندد به گردن این و آن بیاندازم . آنچه می بینیم؛ در گوشه این ویرانی ها سهم داریم . اما ناگزیر باید گفت که عامل محرک آن همسایه هایی است که برخی را خریده و اجیر نموده اند ؛ تا هویت و اثار تاریخی و در کل تاریخ افغانستان را به دستان آنها مسخ و محو نمایند.


منار چکری برای نخستين بار در Journal of Asiatic Society of Bengal/ JASB (ژورنال جامعهء آسيايي بنگال) چاپ کلکته، در جولاي 1834 از سوي James Prinsep به چشــم خورد:
"در يکي از همواريهاي فروافتاده يا واديهاي تنگ در ميان کوهها، ستون يوناني به نام سرخ منار ديده ميشــود. يادگار يا منار يوناني ديگـر از فزار تيغه يک بلندي سر برمي آورد."
دیده میشود این منار های بودایی در آغاز به نام منار یونانی و یا منار اسکندر شهرت داشتند. به تعقیب
J.G. Gerard نويسنده و جراح بريتانيايي در کمپني هند شرقي کهAlexander Burnes را همراهي ميکرد، تازه از ماموريت پنهاني بخارا برگشته بود. در سدهء نزدهم، "مطالعات علمي" بخشي کوچــکي از کارزار ارتش به شــمار ميرفت.


دکتور نامبرده در پايان 1833 دو اروپايي ديگـر را نيز در کابل ديده بود: چالز ماسون Charles Masson که در 1826 از پايگاه ارتش در هند گـريخته بود و در کابل به نام دروغين James Lewis زندگي ميکرد و Dr Martin Honigberger داکتردربار رنجيت سنگهـ والی افغانی پنجاب که بعدا" خود را مهراجا نامید و خود را مستقل ساخت . او نيز رو به سوي سرزمين آباييش Transsylvania/ Siebenbuergen [رومانيا] داشت.


کهنترين نگاره؛ نماي منار چــکري را چارلز ماسون هستيم. اما هونيگبرگـر و چارلز ماسون دو نفری بودند که به غارت معابد بودایی و نقب زدن زیر ستونهای چکری دست یازیدند . ماحصل این غارتگری برعلاوه نکات عمده پیرامون معابد بودايي در افغانستان ؛ غارت چندین سکه طلایی کوشانی و رومی و جعبه مقدس سکه هاي زرين کوشانی و رومي را از ستوپه ها و معابد بودايي نزديک کمري، شيوکي و گلدره ولایت لوگر درآوردند.


در آغاز بسياري از بازديدکنندگان به تماشاي ستون پايينتر به نام "سرخ منار"، دل ميبستند و از بالا شدن به ستون بلندتر که در آن هنگام "منار سياه" خوانده ميشد، خودداري ميکردند.چارلز مسن نظامی فراری اردوی انگلیس و دزد جواهر معابد بودایی ؛ پس از رفتن به انگلستان نخستين نوشتهءخود را انتشارداد و درسال 1841م به خوانندگان پيشکش کرد:


"در ميان برجهاي گـروه شيوکي ستون سنگکاري شده يي به نام "سرخ منار" ديده ميشــود. اين منار آشکارا همروزگار برجهاست. در چشــم انداز بالاي چــکادها و برجهاي بزرگ شيوکي ستون ديگـري که منار چــکري ناميده ميشــود، از نگاه بلندا و نگهداشت، برترين است. از همين بخش، نمايي ميکشــم... ساختمان نخستين منار به گمان زياد نمايان است. بخشهاي بالايي آن از گزند روزگار دور نمانده و فروافتاده اند."
دو تفنگدار ارتش نيز گزارشهايي نوشته اند: "الف. برنس در 1838 از ستون پاييني ديدار کرد. نامبرده در 1842 در کتابش با سرنامهء "Cabool"، از مناره هاي Chukeera "چــکري" نام برده است. او مينويسد: اين ساختمان ها، چناني که ديده ميشــوند، منار نيستند، بلکه به گمان زياد طبيعت آبداتي دارند."
در يادداشت Lieut. V.Eyre يکي از 122 تن بازماندگان خوشبخت ارتش بريتانيايي که نزد مبارزین افغان زندانی بود؛ ميخوانيم: "بيست و چهارم مي 1842: راه مستقيم به سوي کابل را در پيش گـرفتيم. تقريباً در همه راه ستون سکندر بزرگ در برابر ما نمايان بود. نيم ساعت درنگ کرديم و سپس راه خود را در پيش گـرفتيم. بازهم درون [خم و پيچ] تپه ها شديم. راه تا ستون سکندر، يکي از کهنترين بناهاي شرق، فرازي به دوري کمابيش دو ميل داشت. همينکه به اين جايگاه تاريخي رسيديم، چشــم انداز بي مانندي در برابر ديدگان ما نمودار گشت. در شيب راه ستون ديگـر يوناني در کنار چپ تپه ها ديده ميشد."
نخستين و زيباترين چاپ سنگي نقش منار چــکري، نگاره کارشناسانهء Lieut. Sturt در 1841 است. اين تصوير در روپوش کتاب "پاسداري جلال آباد" نوشتهء Sir Robert Sale آمده است.
خانم سیل Sale در 1846 نوشت: "ستون سکندر : چقدر آرزو داشتم اين منار را ببينم. بارها از شيشهء دوربين صحرايي از اردوگاه مان در سياه سنگ نزديک کابل، به اين ستون نگاه ميکردم. گاهگاه آقايان ميله ميکردند و به ديدن آن ميشتافتند. کساني که آنجا ميرفتند، از پيشــواي يکي از قبايل رهزن ، اجازه ميگـرفتند. گفته ميشــود که او گوسفندي را ميکشت و مهمانان را پذيرايي ميکرد.
هنگامي که زندانيان را از Zaudek به گذرهاي کابل بردند، براي ما گذشتن از راه کوتل کابل ناشد گشته بود. از همين رو، راه منار برگزيده شد: بسيار دشــوارگذار و سراشيب دار.
رويه هاي ستون از بين رفته و تهدابش شکسته بود. از آنجايي که زلزلهء فراموش نشدني در روزهايي که ما زنداني بوديم، آن را از توازن افگنده است، شايد تا چند سال ديگـر فروريزد." (2 )

موقعیت جغرافیایی چکری :
چکری دهی است در حدود 13 کیلومتر جنوب شرقی خورد کابل مربوط ولسوالی بگرامی بین خطوط 69 درجه ، 25 دقیقه طول البلد شرقی و 34 درجه ، 20 دقیقه عرض البد شمالی موقعیت دارد . منار چکری که از بقایای دوره بودایی است در گوشه کوه شاخ برنتی تا هنوز وجود دارد شکار کبک در دامنه های آن به وفرت دست میدهد و نشانه از معدن مس هم در آن جا وجود دارد خرکار ها از دامنه های آن مجسمه ها و مسکوکات و دیگر آثار بودایی را بدسته اورده اند . ( 3)


ارتفاع چکری از سطح بحر 8030 فُت است . موقعیت چکری به روی یک تپه حیثیت خاص استراتیژیک به او داده است و در حدود 10 میل مربع قلعه ها و منازل ساکنان آنها را که بیشتر از قوم غلزایی و دهگان ( فارسیوان) میباشد محدود میگردد . بنابر بیان نویسنده گان قاموس جغرافیایی که توسط لودیک آدمک ادیت و ویرایش گردیده است ؛ زمانی این روستا محل اقامت یک دزد معروف بنام  ولی خان  مربوط خیروخیل بود و بعد از آن ؛ پسر و داماد موصوف بنامهای  سادو و دادو به این شغل معروف بودند . در هنگام هجوم انگلیس ها بالای افغانستان به سرکردگی رابرتس در ماه دسامبر 1879 م شرایط انگلیس ها را پذیرفت و به حمایه آنها درآمد اما هنگامیکه شیرپور از طرف مبارزان راه آزادی در محاصره گرفته شد و شرایط برای انگلیس ها تنگ گردید این دونفر ( سادو و دادو ) فرار نمودند و دوباره به تپه های چکری امدند . و دوباره دست به غارت اموال کاروان ها که از کابل به طرف هند و یا پشاور در رفت و امد بودند ؛ پرداختند . اموال مردم را غارت و لین ها تیلیفون و تلگراف را قطع مینمودند .به خصوص بین راه خورد کابل و کوتل لته بند ؛ جان و مال مردم به خطراتی زیادی مواجه گردیدند. بنابران امیر عبدالرحمن خان در سال اول سلطنت خویش در سال 1881 م کوتوال کابل  پروانه خان  را با یک قطعه سواره برای دستگیری آنها فرستاد. که در نتیجه سادو و دادو مع فامیل های شان دستگیر و به زندان کابل انتقال یافتند. اما  دادو توانست از زندان فرار کند . بنابران دولت اموال که این ها در خانه از مال دزدی جمع آوری نمودند به ارزش 100,000 روپیه مصادره شد. در حالیکه قلعه آنها را خراب نکردند .


از چکری میتوانیم از طریق موسهی و کوتل گلدره به لوگر راه بیابیم .و از کابل از طریق یخ دره و از بت خاک تنها راه  بز رو  وجود دارد.( 4)

منار سیاه معروف به منار چکری
آنچه بیشتر چکری را معروف نمود همان منار هرم مانند بودایی است که در بلندی کوه بچه یی قد افراشته بود . دریغا این منار در چند سال پسین به کلی نابود شده است در حالیکه تا ده سال قبل مردم کابل آنرا از فاصله دور میتوانستند ؛ ببینند.
منار چکـري در جلوترين بخش شاخ برانتی در شـانزده کيلومتري جنوب شــرقي کابل ســاخته شده بود این منار از یادگار های بودایی است و عده ای راعقیده بران است که این مناره ها ارتباط مواصلاتی بین بگرام ، لوگر، و ننگرهار داشته است . منار چکری را فروزان ترجمه کرده اند اما امروز بعد از 2100 سال حریصانه ویران اش نمودند وآنچه یافتند با خود بردند و بیرون از افغانستان فروختند .
منار چکری از سه بخش تشکیل شده بود؛ زمینه مستطیلی، بدنه استوانه ایی و تاج که ناشناخته بود. نانسی دوپری اشتباها" موقعیت منار چکری را در قلهء تخت شاه میداند و ارتفاع منار را بیست متر نوشته است . یقینا" نانسی این منار را از نزدیک مشاهده کرده و مینگارد که : این منار استوانه ایی توسط سنگهای بنا یافته که به طرز خیلی ماهرانه یی قطع گردیده و تراشیده شده بود. این صنعت سنگتراشی گلدار نامیده میشد و در زمان کوشانی شهرت به سزایی داشت. در جریان جنگ های اخیر مناز متذکره مورد اصابت یک راکت قرار گرفت و در ماه حمل 1377 هـ ش = مارچ 1998 م به علل نامعلومی فروریخت که ضایعه بزرگی برای میراث فرهنگی افغانستان به شمار میرود. ( 5)
کوریس دورنیخ در مقاله خویش تحت عنوان منار چکری در سال 1965 م ارتفاع منار چکـري را اندکي بيشـتر از 27 متر (88.5 فت) نشــان داده است . ســروي بهتر از ســوي انســتيتوت باســتانشــناســي افغانستان و انســتيتيوت بريتانيايي مطالعات افغانستان در ســالهاي 1975/76، ارتفاع آن را با زمينهء ســراشيبي زمين 28.6 متر (93.8 فت) نوشـت.
براي ســاختن منار، هم در روي زمين و هم در داربســت (خوازه) که هر ســه متر تا فــرازا بالا ميرفت، نيروي مردان زيادي در کار بوده اســت. ســوراخهاي خوازه ها در ســرخ منار به خوبي ديده ميشــوند. ( 6)

سرخ منار چکری:
یکی از زیباترین و باشکوه‌ ترین مناره‌های به جای مانده بودایی، منار چکری و سرخ منار می‌باشد که در 16 کیلومتری جنوب شرق کابل در دامنه کوه شیوه کی واقع شده بودند.
این 2 منار تقریباً همانند از 3 بخش، زمینه‌های مستطیلی، بدنه استوانه‌ای و تاجی نه چندان شناخته شده تشکیل یافته است. ارتفاع سرخ منار 12 متر، محیط آن به حدود 18 متر، قطر آن در قسمت پایین به 5.76 متر و در قسمت فوقانی مناره 4.5 متر می‌رسید.
تهـداب منارهاي پيشگفته به شيوهء ســه کنجهء نوکدار (attic)، بســيار همخوان با هنر مهندســي يونان_باختري و گندهارا بود، همانند ســاختمانهاي آي خانم و ســرخکوتل. از برج ســياه نمونه هاي يادگـاري کوچکي که به دشــواري به چشــم ميخورد، بر جا مانده اند.
از اين ديدگـاه، ســرخ منار خوبتر نگهـداري شده اســت، زيرا کانالهاي ميان هر برجســتگي در پايه يا زمينه ســه کنجه داراي فــرورفتگيها و فــرآمدگيهاي هنجارمند (torus-scotia-torus) اند، زيرا هر چه فــراتر ميروند، کم و کوچک ميشــوند. (7)
ســرخ منار که بســيار نزديک به دامنهء کوه و در پايين ســراشيبي ســاخته شده، ســرســتون خود را روزگـارها پيش از دســت داده بود و ارتفاع اولیه منار با تاج آن قطعاً بیشتر بوده اما بر اثر شرایط جوی و آب و هوایی و غیره از ارتفاع آن کاسته شد تا در فــرجام پس از زلزلهء بهار 1965م = 1343 ه ش فــروافتاد و تودهء خاک شد. (8)

زیرنویسها :
1 - دورنیخ - کریس ؛ منارچکری بخش اول ، ترجمه : صبورالله سیاه سنگ، کابل ناتهه، ش 55 ، س 2007 م .
2 - دورنیخ - کریس ؛ ایضا"، همانجا .
3 - قاموس جغرافیایی ، ج دوم، کابل ، 1336 هـ ش، ص 69 .
4 - آدمک - لودویک؛ گزیتر جغرافیایی ، ج شش، ص 120 .
5 - دوپری - نانسی ؛ بنا های تاریخی افغانستان، پشاور، 1377 هـ ش ، ص 2 .
6 - دورنیخ - کریس ؛ منارچکری بخش دوم ، ترجمه : صبورالله سیاه سنگ، کابل ناتهه، ش 55 ، س 2007 م .
7 - دورنیخ - کریس ؛ ایضا"، همانجا .
8 - ایضا"، همانجا . رک : بخش کامل منار چکری از کریس دورنیخ ترجمه صبورالله سیاه سنگ؛ سایت کابل ناتهه ، ش 55، 56 ، 66 ، سال 2007 .

+ نوشته شده توسط شاه محمود محمود در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 14:4 |
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :